|
به خیر تو امیدی نیست شر مرسان یا یه چیزی تو این مایه ها
والا این خبر رو بخونید "فروش دامنههای اینترنتی در کشور پیش پرداختی شد" آخه واقعا من نمی دونم این یعنی چی اصلا کار حرفه ای هستش؟ که این تصمیم رو گرفته واقعا؟؟؟ کم مشکل ثبت دامنه و بالا کشیدن دامنه داریم ما توی ایران سر دامنه های دات کام و غیره که حالا این دات آی آر هم این مدلی شد.
این تیکه رو دقت کنید "در روش فرآیند رزرو یا انتقال دامنه پیش پرداختی در صورتیکه درخواست ثبت دامنه پرداخت نشود، امکان ثبت آن در هر لحظه برای کاربر دیگری وجود دارد. در همین خصوص، ایجاد هرگونه درخواست و ارجاع آن به نمایندگان فروش دامنه برای پرداخت میسر نخواهد بود و برای ثبت یا تمدید دامنه باید از سامانه نماینده فروش اقدام شود."
خوندن ادامه مطلب هم پیشنهاد می شود "در مورد انتقال دامنه (تغییر صاحب امتیاز) و در صورتیکه خریدار دامنه در نظر دارد وجه مربوط به انتقال، توسط نماینده فروش پرداخت شود باید کد انتقال و شناسه خود را در اختیار نمایندگان فروش قرار دهد تا نمایندگان درخواست خرید دامنه برای آن شناسه صادر و وجه آن را پرداخت کنند. این روش میتواند علاوه بر تشویق بخش خصوصی به منظور انجام امور دامنه از رزرو متوالی دامنهها جلوگیری کند."
این تیکه آخرش که میگه ". این روش میتواند علاوه بر تشویق بخش خصوصی به منظور انجام امور دامنه از رزرو متوالی دامنهها جلوگیری کند" یکی این رو برای من ترجمه کنه؟؟؟ آخه واقعا به یک مرکز تخصصی ثبت دامنه چه ربطی داره به بخش خصوصی کار داشته باشه آخه؟؟؟ شما سیستم رو درست کنید بخش خصوصی خودش برای خودش جلو میره و کار می کنه اصلا نیازی به اینکه با انجام این تغییرات شما بخواهید به اون کمک کنید نداره. یک ضرب المثل قدیمی هستش که میگه به خیر تو امیدی نیست شر مرسان یا یه چیزی تو این مایه ها.
البته در کل با اینکه دامنه ها الکی رزرو نشن موافقم. مثلا هموم زمان که دامنه ثبت میشه یا تو حساب خودتون پول باشه و یا حساب یک نفر دیگه رو اعلام کنید که اون پرداخت دامنه رو انجام بده خیلی خوب هستش. ولی آخه هر کاری هم روش خاص خودش رو داره باید اصولی باشه نه اینکه همین طوری یک تصمیمی گرفته بشه و بعد هم بگیم که این رو داریم از فردا اجرایی می کنیم و همینه که هست.
+
نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی یا روزانه 11 روز پیش
دو شنبه 1 شهريور 1389
در تمام سرویس های فارسی به اشتراک گذاشته شود
4 نفر نظر دادن شما هم نظر خود را بنویسید.
کلید واژه ها : دامنه | دومین | اینترنت |
آزادی اطلاعات در اینجا و آنجا
کمتر کسی الان هستش که با اینترنت و اخبار آشنا باشه ولی داستان سایت ویکی لیکز رو نشنیده باشه. داستان از این قرار هستش که یک سایت اومده به اطلاعات کاملا محرمانه ای از وزارت دفاع آمریکا دسترسی پیدا کرده که مربوط به جنگ آمریکا در افغانستان و عراق هستش و بخشی از این اطلاعات رو هم منتشر کرده. که همین بخش کوچیک از این اطلاعات محرمانه تبدیل شده به یکی از بزرگترین بحث های سیاسی و امنیتی روز دنیا.
پنتاگون، سازمان سیا و کلی از سازمان های امنیتی اطلاعاتی دنیا حتی ناتو هم اومده وسط و دور هم جمع شدن و نمی تونن نه این سایت رو هک کنن، نه اطلاعات رو از بین ببرن و نه می تونن به مدیر سایت بگن بالای چشمت ابرو.
تازه مدیر سایت اومده اطلاعات رو رمز کرده و گفته اگه اتفاقی برای من بیفته این اطلاعات رمز گشایی میشه. یعنی کاملا هوشمندانه برای خودش یک سپر دفاعی درست کرده. با این همه سر و صدایی هم که شده اگر مدیر سایت آقای جولیان اسانگ سرما هم بخوره همه میگن اوه اوه کار کاخ سفید هستش.
داشتم با خودم فکر می کردم مثلا اگه این اتفاق خدایی نکرده توی ایران بیفده، مثلا چه اتفاقی برای مدیر این سایت میفته؟ اول سایت فیلتر میشه و بعد خود مدیر سایت هستش که احتمالا فیلتر میشه برای مدتی یا برای همیشه.
جدایی شوخی چند حالت رو بررسی می کنیم
1) مثلا اگه این اتفاق توی ایران بیفته و سرو این سایت هم در داخل ایران باشه. هر دادگاهی در هر کجای کشور میتونه دستور بده که سرور و تمام اطلاعات داخل اون از بین بره.
2) اگر این سایت توسط یک شرکت هاستینگ ایرانی ثبت شده باشه. هر دادگاهی می تونه در هر کجای ایران دستور بده به شرکت هاستینگ که اطلاعات رو از روی سرور حذف کنند و هیچ کپی هم در اختیار مدیر سایت قرار ندن. حتی می تونه از روی کپی شناسنامه ای که ما به شرکت های هاستینگ میدیم مدیر سایت رو هم ردیابی کنه و دستگیر کنه.
3) اگر این فرد داخل ایران باشه چه با حکم و چه بی حکم میشه مدیر سایت رو دعوت کرد و در یک یا دو جلسه گفتگوی دوستانه تمام اطلاعات سرور رو ازش گرفت و رفت اطلاعات رو از بین برد. بعد هم میشه گفت که ایشون به راه راست هدایت شدن.
البته مدل چهارم پنجم هم داره که نگم بهتره. ولی خدایی آزادی و اطلاعات آزاد و باز رو ببینید توی خارج چطوری هستش. که مثلا برای حذف این اطلاعات محرمانه از روی یک سرور، بزرگترین کشور و قدرت مند ترین ارتش نظامی دنیا به زانو در اومده.
والا نمی دنم چی بگم با توجه به فرهنگ ما و چیزی که از آزادی بیان دیدیم فکر نمی کنم برای هیچ کدوم از ما این قابل درک باشه که دقیقا یعنی چی؟ این دیگه از آزادی گذشته شده گشادی اطلاعات به خدا....
بابا بگیرش دو تا بزن تو گوشش پس سرور رو ازش بگیر بعد برو اطلاعات رو حذف کن دیگه آقای اوباما این همه سوسول بازی چیه آخه برای خود درست کردی.
+
نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی یا روزانه 15 روز پیش
پنجشنبه 28 مرداد 1389
در تمام سرویس های فارسی به اشتراک گذاشته شود
2 نفر نظر دادن شما هم نظر خود را بنویسید.
کارآفرینی و فاجعه ای مجازی و غیر مجازی
کارآفرینی شاید توی وب ایران با نام یکی از بچه های فعال وب به نام پژمان دشتی نژاد شناخته شده باشه. البته نه اینکه این واژه رو پژمان وارد ایران کرده باشه ولی در وب شاید هیچ کس بیشتر از پژمان در این خصوص مطلب نداشته باشه و توی این زمینه کار نکرده باشه. که جای تشکر داره.
چند وقت پیش اومدم یک مطلب در مورد پژمان و کارآفرینی بنویسم ولی دیدم که شاید درست نباشه، آخه از نظر من قوانین توی ایران اصلا با کارآفرینی همخونی نداره، برای همین پروژه های کارآفرینی و خیلی پروژه های دیگه با شکست مواجه میشه. برای همین گفتم که حرفی نزنم که یک زمانی بد برداشت نشه که من دید بدی نسبت به کارآفرینی و پژمان دارم.
اما این مشکلات و کمبود های قانونی و شاید تنگ نظری ها هستش که نه تنها کارآفرینی بلکه توسعه شرکت های کوچک رو هم با مشکل مواجه می کنه. مثلا قوانین بیمه و مالیات و شهرداری و خیلی قانون های دیگه. شما فکر کنید قانون بیمه ای که برای یک شرکت تجاری و صنعتی نوشته شده بخواد توی یک شرکت کوچیک پیاده بشه!!! خوب چی میشه؟ نتیجه این میشه که تا یک جا شرکت نیرو های انسانی خودش رو توسعه میده و دیگه نمی تونه به توسعه خودش ادامه بده و یا اینکه باید حتی تعدیل نیرو هم بکنه. در این خصوص شاید خوندن این مطلب "کارگر کارمند و کارفرما" خالی از لطف نباشه.
چند روز پیش هم که خبر انتخاب ایرانسل به عنوان شرکت برتر کارآفرینی رو خودم و امروز هم مطلب امیر مهرانی رو با عنوان "نکته هایی که کارآفرینی شما را در ۳۰ ثانیه متحول می کند" رو خوندم واقعا به این نتیجه رسیدم که استفاده از این حرف های کارآفرینی و این ها به عنوان یک مجموعه بزرگ واقعا نشدنی هستش. چون زیر ساخت های اون اصلا توی کشور وجود نداره.
البته مطالب و کارگاه آموزشی پژمان برای کسی که شخصی کار می کنه و می خواد که خودش کارآفرین باشه و یا یک تجارت خانوادگی چند نفره رو مدیریت کنه خیلی خوبه. ولی به عنوان یک مدیر شرکت که بخواد واقعا کارآفرینی کنه و به کشور خودش و مردم کشور خدمت کنه، نه واقعا... با اینجا خیلی فاصله داریم.
کارآفرینی توی وب اولین مشکلی که داره فیلترینگ هستش، دومین مشکل پرداخت های اینترنتی هستن، سومین مشکلش کندی سرعت و قطع شدن اینترنت هستش. چهارمین مشکل بحث نبود کپی رایت و مالکیت فکری هستش و پنجمین مشکل وجود کلی متولی و نهاد مسئول و دیگه فکر کنم بقیه مشکلات رو شما بهتر از من میدونید.
حالا فکر کنید که برای کارآفرینی که وب می تونه یکی از بهترین مکان ها برای اون باشه این همه مشکل وجود داره !!! وای به حال دنیای غیر مجازی
+
نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی یا روزانه 23 روز پیش
چهارشنبه 20 مرداد 1389
در تمام سرویس های فارسی به اشتراک گذاشته شود
10 نفر نظر دادن شما هم نظر خود را بنویسید.
کلید واژه ها : کارآفرینی | کپی رایت | قانون | کار | توسعه | تجارت الکترونیک | مدیریت | پژمان دشتی نژاد | امیر مهرانی |
برای محمد نوری
برای محمد نوری کسی که دوستش داشتم و عاشق آهنگ هاش بودم
در روح و جان من می مانی ای وطن به زیر پا فِتَد آن دلی ، که بهر تو نلرزد شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیرزد
در روح و جان من می مانی ای وطن به زیر پا فِتَد آن دلی ، که بهر تو نلرزد شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیرزد
ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران ، بد گهران ای عشق سوزان ، ای شیرین ترین رویای من تو بمان ، در دل و جان ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان
سبزی صد چمن ، سرخی خون من ، سپیدی طلوع سحر ، به پرچمت نشسته شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن بمان که تا ابد هستیم ، به هستی تو بسته
ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران ، بد گهران ای عشق سوزان ، ای شیرین ترین رویای من تو بمان ، در دل و جان ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان
در روح و جان من می مانی ای وطن به زیر پا فِتَد آن دلی ، که بهر تو نلرزد شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیرزد
+
نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه به فناوری اطلاعات مربوط نیست 33 روز پیش
يکشنبه 10 مرداد 1389
در تمام سرویس های فارسی به اشتراک گذاشته شود
1 نفر نظر دادن شما هم نظر خود را بنویسید.
کلید واژه ها : محمد نوری |
تا امروز پانصد بار دگمه ارسال شود را فشار دادم
چی شد که وبلاگ نویس شدم؟ اون اولین روز های که وبلاگ نویسی رو شروع کردم یک مطلب با این موضوع نوشتم (لینک مطلب) و به شوخی دلایل مختلفی رو برای وبلاگ نویس شدن آدم ها مطرح کردم. امروز بعد چهار سال فکر کنم باید به این سوال جواب بدم که چی شد که وبلاگ نویس موندم.
این پست 500دمین پست وبلاگ هستش، یعنی توی این همه روز که من وبلاگ می نویسم متوسط هر 3 روز یک مطلب نوشتم. این همه مطلب که بیشتر مربوط به فناوری اطلاعات و سایت و اینترنت هستش. نمی دونم چقدر تاثیر داشته توی جامعه ولی خوب بی تاثیر هم نبوده. از مطالب آموزشی گرفته تا سیاسی و اجتماعی و مطالبی که در مورد سایت های خودم بوده.
قدیم قدیم ها، یعنی اول این وبلاگ قبل از اینکه دات کام بشه و توی بلاگفا بود، ریدرهام به بالای هزار تا رسیده بود. الان چند ماهی میشه که اومدم اینجا، و نوی خونه ی دات کام خودم کار می کنم، ریدر هام حسابی کم شدن. ولی خدا رو شکر دارن کم کم زیاد میشن دوباره. اینم اشتباه خودم بود که از اول از فیدبرنر استفاده نکردم.
این وبلاگ اگه برای جامعه مفید نباشه، برای خود من خیلی مفید بود. با اطمینان می تونم بگم که تمام دوستای نزدیک و صمیمی که دارم به نوعی به این وبلاگ مربوط میشن و در کل خارج از این وبلاگ شاید یک دوست صمیمی داشته باشم که اصلا ارتباطی به وب و اینترنت نداشته باشه.
به این وبلاگ خیلی مدیونم، توی چند سال گذشته تمام زندگی شخصی و کاری من تحت تاثیر این وبلاگ قرار گرفت. از اوج هاش اون بالا بالا ها تا فرود هاش این پایین پایین ها.
یکی از بهترین لحظات زندگیم اینه که من میام اینجا می بینم که برای وبلاگ کامنت نوشته شده. یا مثلا یکی که من نمیشناسمش میگه که ایول من وبلاگ شما رو قبلا خوندم یا مثلا میگه من شما رو یک جایی دیدم.
این برای ما شده افتخار که همه یک جوری ما رو دیده باشن و وبلاگمون رو خونده باشن. بعد یک بادی این ور و اون ور میکنیم و میگیم بله احتمالا وبلاگ من رو خوندین. و دلمون بر خلاف چهره که اصلا حرکتی نکرده، قند دارن آب می کنن از خوشحالی.
یک دوجین رفیق باحال، کوچیک و بزرگ، ساکن تهران و ساکن شهرستان. مرز بندی نیست به خدا اینجا رو میگن. بچه که بودیم مهم بود که فلانی کجا به دنیا اومده، ساکن کجاست؟ یعنی این شده بود بخشی از فرهنگ جامعه. ولی خدایی با رشد و توسعه اینترنت الان اصلا این طوری نیست. حداقل برای نسل ما این طوری نیست. پایین شهر بالای شهر، این شهر، اون شهر. دیگه دلیل با شعور و بی شعور بودن نیست. و این واقعا نقطه خوبی برای ما هاست که به دنبال یک زندگی آزاد هستیم.
اینکه مرزبندی آدم ها براساس مشخصه ها نباشه و حتی بتونیم دوستانی با تفکرات مخالف خودمون هم داشته باشیم خیلی خوبه. کم هم نیستن توی دوستای من که تفکر سیاسی و اجتماعی که داریم با هم فرق داره. ولی با هم دوستیم. دوستی هایی که شاید اگه وبلاگ و اینترنت نبود اصلا تصورش رو هم نمی شد کرد این دوستی ها شکل بگیره.
پای این وبلاگ همه چی هم خوردم. چای و نسکافه و بستی و شکلات و ماکارونی و حتی لواشک گرفته تا کتک. یعنی این وبلاگ طعم همه چیز میده. یک روز روی تخت به روز شده و یک روز روی میز ناهار خوری. یک روز هم توی شرکت و یک روز توی مسافرت. خلاصه وبلاگ همه چیز دیده ای هستش.
دوستانی هم داشتم که سر همین وبلاگ با هم قهر و دعوا کردیم. عشق ها بوجود اومده و عشق ها نابود شده، از دست این وبلاگ و تویتر و فرفر و فیس بوک.
روزگاری سپری شده خلاصه، خداحافظی ها کردیم و سلام های مجددا در پس هر خداحافظی، همه و همه هم فقط از عشق نوشتن دوباره بوده برای شما خوانندگانی که از همه چیز برای من مهمتر هستید. خلاصه یک وبلاگ لواشکی است و شما دیگه.
چند تا دلیل دارم که وبلاگم اومد بالا، فکر می کنم بنویسم بد نباشه. به نظر خودم و حتی به نظر خیلی های دیگه، یکی از مهم ترین دلایل بالا اومدن وبلاگ نوع نگارش مطالب داخل وبلاگ هستش. یعنی یک نوع گرامر خاصی داره که در هیچ دستور زبانی جا نمیگیره.
از چند مورد هم خیلی شرمنده هستم. مثلا این غلط های املایی که دارم، ولی به خدا برای من مصلا و مثلا و مسلا همه یکی هستن. این مشکل رو از اول دبستان داشتم. کلا با جامعه و برخی از قوانین مشکل دارم. نمی تونم درک کنم سندلی یا صندلی چه فرقی داره؟؟؟ یا منزل و منذل و منظل و منضل ؟؟؟ در این که منزل از همه خوشکل تر هستش شکی نیست ولی شاید فقط شایان باشه که بتونه من ذل رو یک بار این طوری بنویسه. دو نقطه دی
زندگی مجازی که دارم رو خیلی دوست دارم. البته زندگی مجازی من بیشتر زندگی حقیقی من رو تحت تاثیر قرار داده و شاید این زندگی مجازی من باشه که بیشتر از زندگی واقعی من شناخته شده هست. یک سری من رو به نام لواشک می شناسن و خیلی ها هم به نام شاشا. خودم موندم که لواشکم یا شایان یا شاشا.
لواشک رو که خیلی سال پیش دامنش رو گرفتم به این نام معروف شدم. شاشا رو خودمم متوجه نشدم که چی شد به این اسم معروف شد اگه اشتباه نکنم دسته گل پویا بوده. شایدم الان درست یادم نیاد یکی دیگه این لغب رو به من داده ولی چیزی که مهمه این هستش که امروز از اینکه به عنوان شاشا شناخته بشم اصلا ناراحت نیستم.
این همه زور زدیم که 500دمین مطالب وبلاگ چیز خاصی باشه، نشد که نشد. از الان بریم فکر کنیم برای 1000رمین مطلب که فکر کنم 2 یا 3 سال دیگه باید بنویسم. تا آن روز فعلا همیشه شاد باشید.
+
نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی یا روزانه 39 روز پیش
دو شنبه 4 مرداد 1389
در تمام سرویس های فارسی به اشتراک گذاشته شود
18 نفر نظر دادن شما هم نظر خود را بنویسید.
کلید واژه ها : وبلاگ | اینترنت | تولد | یادگاری | شاشا |
بلاگفا رو بی خیال
این پرسش همیشه برای من مطرح بوده که چرا اینقدر که به بلاگفا گیر میدیم مثلا به شرکت های هاستینگ و ISP ها گیر نمیدیم. توی خارج هم این مدلی هستش، مثلا وقتی که مدیر ویکی پدیا توی یکی از سفر های کاریش میره فلان هتل و توی فلان رستوران غذا می خوره داد همه میره هوا. ولی تا حالا به طور جدی کسی نگفته که چرا بیل گیتس این ویندوز کوفی (البته فقط منظورم ویستا هستش) رو اینقدر گرون میفروشه؟؟؟
حالا نه اینکه من با بلاگفا موافقم باشم، یکی از بزرگترین مشکلات من با بلاگفا شاید نوع تبلیغاتی باشه که توی سایت نمایش میده. و یا اینکه مثلا به عنوان یک سایت بزرگ جدای کسب درآمد و سرویس دهی یک وظیفه اجتماعی هم داره که باید به اندازه ای که توی وب داره کسب درآمد میکنه به توسعه وب هم کمک کنه. ولی در کل هرچی باشه میشه این چیزا رو به عنوان گله مطرح کرد ولی نه اینکه از همه طرف کوبیدش.
تازه جالب اینجاست که بلاگفا داره سرویس مجانی میده ولی این شرکت های ISP برای این سرویس های پرمشکل خودشون از ما پول هم میگیرند. و هر روز هم کیفیت و سرویس دهی شون کم میشه.
همه این ها رو گفتم تا به اینجا برسم که به نظر من جامعه وب ایران باید کمی به خودش بیاد و به جای اینکه دعوا رو بین بلاگفا و وردپرس ببینه و از صبح تا شب به بلاگفا و چهار تا سایت دیگه ایراد بگیره، باید سرویس دهنده های اینترنت رو بزار تحت فشار تا اینکه سرویس های خودشون رو بهتر کنن. ورود وبلاگ نویس ها به این بازی می تونه کیفیت سرویس دهی رو بالا ببره.
اول به نظر من باید همه از سرویس های بد ایرانی و این شرکت ها بنویسند و بعد شروع کنن به معرفی ISP هایی که واقعا سرویس خوب ارائه می کنند و از همه مهم تر پشتیبانی خوبی ارائه میدن. این کار واقعا کمک میکنه که کیفیت سرویس های اینترنت بالا بره.
برای شروع هم باید اعلام کنم که بعد از این همه سال دارم تمام سرویس های اینترنتی خودم هم توی خونه و هم توی محل کار رو از داتک جمع می کنم به دلیل اینکه نه سرویس خوبی ارائه می کنه و نه پشتیبانی خوبی داره.
+
نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی یا روزانه 53 روز پیش
دو شنبه 21 تير 1389
در تمام سرویس های فارسی به اشتراک گذاشته شود
5 نفر نظر دادن شما هم نظر خود را بنویسید.
کلید واژه ها : اینترنت | بلاگفا | داتک | اینترنت | هاستینگ |
هم اکنون به کمک شما نیاز داریم
فکر می کنم که چهار ماه پیش بود که توی سایت جشنواره وب سایت های ایران و وبنا اعلام کردم که جشنواره نیاز داره به حمایت مالی، نه نیاز به اسپانسر تجاری، بلکه حمایت های مالی خیلی کوچیک در هد چند هزار تومنی ولی به تعداد زیاد که بتونه با استفاده از کمک همه کسانی که وب فارسی براشون اهمیت داره، راه خودش رو ادامه بده.
اون روز اصلا فکر نمی کردم که این کار نتیجه بده یا نه، بیشتر دنبال این بودم که این واژه برای همه آشنا بشه و جا بیفته که سایت های فارسی هم مثل خیلی از سایت های خارجی نیاز به حمایت مالی (دونیت) دارن. ولی خوب، فیدبکی که دریافت شد به نظر خودم خوب بود. توی یک ماه حدود 500 هزار تومن اگه اشتباه نکنم جمع شد.
البته درسته که این موضوع از تب و تاب افتاد ولی برای قدم اول توی وب فارسی خوب بود. امروز هم دیدم که سایت فرندفا که سایت شبکه اجتماعی هستش نیاز به کمک مالی داره. البته میزان و اهمیت این کمک مالی زیاد مهم نیست. مهم این هستش که تیم فرندفا یک تیم غیرتجاری و کاملا فنی هستش که داره خیلی با سرعت جلو میره.
البته خود جشنواره وب سایت های ایران هنوز کلی مشکل مالی داره ولی تصمیم گرفتم که به سهم خودم به این حرکت کمک کنم.از این جهت مبلغ 50 هزار تومان به عنوان کمک مالی به سایت فرندفا از محل کمک های دریافتی برای جشنواره واریز می کنم. این کمک هم از طرف تمام کسانی هستش که به جشنواره کمک کردن.
این نکته رو هم بصورت کلی بگم سایت ها 3 راه اصلی درآمد دارن، یا کمک مالی (دونیت)، یا فروش سرویس و یا تبلیغات. معمولا نمیشه هر 3 روش رو به عنوان منابع اصلی درآمد سایت جلو برد. یعنی یک سایت هزینه های خودش رو از روی تبلیغات تامین می کنه و یک سایت هم از روی فروش سرویس هاش و یا خدماتش.
دوستان فرندفا باید این نکته رو در نظر داشته باشن که اگه امروز برای توسعه سایت خودشون از دونیت استفاده می کنن، فردا که هزینه سرور در اومد دیگه نباید به دنبال فروش سرویس ها اکانت ویژه باشن و یا مثلا اینکه به دنبال بحث های دیگه. سایتی در زمان استارت تاکید داره که هزینه های خودش رو با دونیت تامین کنه باید ساست و خط کاری خاص خودش رو هم کمی غیر تجاری تعریف کنه که بتونه بازهم در آینده دونیت دریافت کنه.
حالا برای کمک به فرندفا می تونید از شماره شماره کارت 3181-1708-9911-6037 و یا به شماره حساب 0309356042003 به نام امیر حسین مقدم استفاده کنید.
اگر که دوست داشتید از جشنواره حمایت کنید می تونید به شماره کارت ۶۳۹۳۴۷۱۱۰۴۷۷۸۷۷۹ و یا به حساب بانکی ۱-۴۷۷۸۷۷-۸۰۰-۲۱۹ بانک پاسارگاد به نام شایان شلیله واریز کنید. چون جشنواره برای ما کسب درآمد نیست در محل کمک های مالی که برای جشنواره میاد ما سعی می کنیم به سایت هایی که دچار مشکل میشن هم کمک مالی کنیم.
در همین زمینه مطلب مصطفی لامعی رو هم بخونید.
+
نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی یا روزانه 60 روز پیش
دو شنبه 14 تير 1389
در تمام سرویس های فارسی به اشتراک گذاشته شود
1 نفر نظر دادن شما هم نظر خود را بنویسید.
کلید واژه ها : کمک مالی | دونیت | فرندفا | جشنواره | وبنا | ای کلاب |
|