1. به نام شورا به کام چه کسی

    هفته گذشته جلسه ای تشکیل شد که من و بسیاری از مدیران سایت های مطرح در وب فارسی در آن حاضر شدیم. در مطلب قبلی وبلاگ هم اشاره کرده بودم که جلسه به دعوت ارشاد٬ از طرف شورای عالی فضای مجازی و در مرکز تحقیقات مخابرات برگزار شده بود. سازمان و شورا و مکانی که کمتر کسی فکرش را می کرد این جلسه به هیچ کدام این سازمان ها وابسته نباشد.

     

    دعوت نامه ها هم به ایمیل و شماره موبایلی ارسال شده بود که در سایت ساماندهی٬ در مرکز رسانه های دیجیتال٬ برای دسترسی سریع به مدیر سایت ثبت شده بود. این هم نباید فراموش کنیم که این اطلاعات واقعا محرمانه هستند. حالا دیگه چه برسد به اینکه برای شرکت در یک جلسه غیردولتی و بدون ارتباط به مرکز رسانه های دیجیتال برای تماس با مدیران سایت ها از این اطلاعات استفاده شده باشه.

     

    از جلسه که اومدیم بیرون فکر می کنم کمتر کسی به شرکت در این جلسه اشاره کرده بود. من هم طبق معمول یک مطلب نوشتم با عنوان جلسه هم اندیشی رسانه های کاربرمحور و در اون به طور خلاصه اشاره کردم که در اون جلسه چه گذشت. اما فردای اون روز مشخص شد که نه شورای عالی فضای مجازی٬ نه وزارت ارشاد٬ نه مرکز رسانه های دیجیتال هیچ کدام از برگزاری این جلسه خبری ندارند. و این جلسه به دعوت یک مجمع غیردولتی برگزار شده. وارد داستان ها و حاشیه ها نمیشیم و من فقط یک سوال دارم و اون این هست که جناب آقای وزیر؟ اطلاعات محرمانه ی ما چرا در دست بخش خصوصی است؟


    مگه این طوری نیست که اطلاعات ما در سایت ساماندهی و در هر یک از اداره های دولتی باید محرمانه باشد؟ اصلا این درست است که این اطلاعات در اختیار شرکت و سازمان خصوصی دیگری باشد؟ امروز این سازمان با شعار فرهنگ سازی وارد دنیای مجازی شده و اگر فردا٬ وارد فعالیت های تجاری هم بشوند؟ دیگر چه اطلاعات محرمانه ای که ما با اعتماد کامل در اختیار یک وزارتخانه قرار داده بودیم در اختیار این گروه و یا دیگر گروه هاست؟ 

     

    جناب آقای وزیر٬ این بود نتیجه اعتماد ما به وزارت خانه تحت امر شما؟ جناب آقای وزیر فراموش نکنید که ساماندهی سایت های وب فارسی داستان کم سر و صدایی نبود. مرکز رسانه های دیجیتال هم کم سر و صدا نبوده٬ امروز هر کسی که مخالف فعالیت ها وزارتخانه باشه دیگه با تیکه و کنایه هم میگه دیدید من گفتم در ساماندهی ثبت نکنید!!!

     

    شما چه جوابی برای ما دارید؟

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 25 ارديبهشت 1391
  2. جلسه هم اندیشی رسانه های کاربرمحور

    دیروز از طرف شورای عالی فضای مجازی و به دعوت وزارت ارشاد جلسه ای با عنوان هم اندیشی رسانه های کاربرمحور در مرکز تحقیقات مخابرات برگزار شد. در این جلسه البته از مسئولین شورای عالی خبری نبود٬ ظاهرا نشده بود که بیان. ولی از مسئولین ارشاد بودن و جلسه رو برگزار کردند.

     

    توی این جلسه همه سایت های بزرگ بودن. بلاگفا٬ بلاگ اسکای٬ کلوب٬ پرشین بلاگ٬ وبگذر٬ ایستگاه٬ مارکتسنتر٬ پارسی بلاگ و ... (البته ما هم بودیم). جلسه به این صورت بود که شورای عالی فضای مجازی تمایل داره که از پتانسیل ها و نظرات کارشناسانی که در این حوزه دارن کار می کنن٬ استفاده کننده. توی گام اول همین که این رو بگن که خوب سیاست ها و کارشناسی اشتباه بوده که الان اصلا شورا تشکل شده و می خواد با کمک کسایی که توی این حوزه فعال هستند٬ کار کنه٬ خودش خوبه.

     

    از کسایی که توی جلسه بودن خوب تعداد زیادی صحبت کردن و خیلی هم حرفی نزدن. فضای جلسه سنگین نبود و خوب این خوبه٬ و همه حرف های خودشون رو با نق و گلایه و تیکه و خلاصه هر کسی حرف دلش رو زد. اول از همه بگم خوشحالم که بعد از ۱۰ سال به این نتیجه رسیده باشیم که باید از بدنه وب و کارشناسان این حوزه هم استفاده کرد. (حتی فقط در ظاهر) می تونه این حرکت یه گام به جلو باشه. 

     

    هر کسی خلاصه حرف های خودش رو زد٬ از اینکه دخالت در امور اجرایی کم بشه حرف به میون اومد تا اینکه بیاین اصلا یک پارلمان مشورتی برای این موضوع تاسیس کنیم. پیشنهاد های منطقی هم شده ها٬ ولی واقعا بعضی ها تو جلسه ها حرف هایی میزنن که آدم خندش میگیره. پارلمان مشورتی و این ها رو اصلا توی این مدل جلسات حرف رو هم زدن خنده داره. اگه وب اینقدر قدرت داشت که نیاز به پارلمان مشورتی نبود٬ توی این پارلمان نماینده میفرستادیم.

     

    مشکلی دیگه ای که توی این جلسه هم بود. این بود که از همه مدل آدم توش بود. البته واقعا حضور آدم های قدیمی و واقعا کارشناس توی این جلسه به طور چشم گیری مشخص بود. ولی واقعا مطرح شدن ایده های خنده دار و حرف های حاشیه ای... کلا از طرف کسایی بود که بیشتر از اون چیزی مدیر و برنامه ریز باشن٬ فقط برنامه نویس بودن. این گونه جلسه ها نباید جلوی ورود آدم های جوون رو بگیره٬ ولی واقعا این سبک جلسه ها باید قدیمی ها و به خصوص اون هایی که واقعا با ساختار اداری و حقوقی و تجاری آشنا هستن٬ بیشتر دعوت بشن و بیشتر ازشون استفاده بشه. شاید جای خیلی ها دیگه توی این جلسه خالی بود.

     

    درآخر امید وارم نه تنها این گام بلکه تمام گام هایی که برای توسعه وب برداشته میشه روز به روز منطقی تر٬ حساب شده تر٬ واقعگرایانه تر و خلاصه مفید تر باشه. واقعا بعد از ۱۰ سال٬ دیگه الان می تونه زمان یک حرکت به سمت جلو باشه. 

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 19 ارديبهشت 1391
  3. من و خلیج و فارس و عرب

    خلیج فارس هم داستانی شده برای خودش٬ هر چند وقت منتظریم که یکی٬ یه جایی٬ بیاد و خلیج عرب رو بزاره کنار خلیج فارس٬ بعد سریع بیایم شلوغ کنیم که آی وای و ای های٬ عرب ها اومدن پول خرج کردن و الان یک میلیارد دادن به گوگل که بیاد از نام و واژه جعلی و این چیزا برای خلیج فارس استفاده کنه.

     

    بعدشم تو تا صفحه تو فیسبوک و چهار تا کامنت و دو تا کاریکاتور... دیگه تموم شد. تازه گوگل رو که نمی تونیم تحریم کنیم. پس کنار میایم با این موضوع. بعدشم داستان فراموش میشه و گور بابای خلیج فارس. تا یک سال دیگه. یا شش ماه دیگه کلا تا زمانی که کسی بیاد و از خلیج همیشه فارس و همیشه پارس ما بد بگه.

     

    کلا ۷۰ میلیون ایرانی داریم که به یه تیکه از این همه آب های آزاد دنیا میگن خلیج فارس٬ حالا می خواد از هزار سال پیش این نام رو داشته باشه. اون طرف هم اگه اشتباه نکن حدود ۷۰۰ میلیون آدم داریم که بدشون نمیاد به خلیج فارس بگن خلیج عرب. پول دارن٬ انگیزه دارن٬ قدرت دارن. سالی دو بار یادشون نمیاد یه خلیجی هم به نام خلیج عرب هست. همه و همه توی تمام سطح و توی تمام دنیا برای این موضوع تلاش می کنن. خدایی خجالت داره با این همه مدیریت و سرمایه و پشتکار٬ نتونستن نام کل ایران رو تغییر بدن. خلیج فارس که جای خودش رو داره.

     

    هشت سال بهترین روابط رو با امارات داشتیم در زمان دولت مکرمه آقای خاتمی٬ برای رفع این مشکل دو ریال هم کاری انجام نشد. خدا خیر بده احمدی نژاد رو که با رفتن به اونجا حق مالکیت ایران در جزایر رو به رسمیت شناخت و کنار اون این حرکت به شکلی تایید نام خلیج فارس هم بود. (حالا نمی دونم سفر یک مقام رسمی به منطقه مورد مناقشه چقدر برخلاف قوانین و روابط بین الملل هست) ولی در کل رفت دیگه٬ صبح پاشد و رفت گفت این جزیزه مال ماست.

     

    آصف یه شعر داره که میگه٬ حمومی آی حمومی٬لنگ و قطیفه جهنم سیبیل بابا رو بردن.

     

    حالا شما گیر دادین ملی گرایی تون راست کرده. خلیجی که چه فارس باشه و چه عرب٬ منافع اون برای ما نیست. اصلا دریای خزر یا همون کاسپین رو هم بکنن دریای روسیه... وقتی که منافع ما توی اینجا ها از بین رفته حالا اسمش واسه چه دل خوشی روی ما باشه. بی خیال بابا...

     

    ما یک کشوریم. اون ها حدودا بیست تاکشور هستن. ما ۷۰ میلیونیم اون ها ۷۰۰ میلیون. دموکراتیک هم باشه آقا اون ۷۰۰ میلیون دلشون می خواد بگن خلیج عرب. به کسی چه... بزارین بگن.  ما اگه قدرت گرفتیم در هر زمان٬ و همه چیزمون درست شد. می تونیم به تمام دنبا بگیم که اونجا خلبج فارس هست. بعدشم با چهار تا عکس پروفایل عوض کردن و این داستان ها... چیزی درست نمیشه.

     

    کمی واقع گرا باشیم بد نیست.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه به فناوری اطلاعات مربوط نیست، 16 ارديبهشت 1391
  4. مدیریت پروژه

    خوب این یه مجموعه توییت هست در مورد مدیریت پروژه که من امروز انجام دادم. داشتم یه کتاب می خونندم و اومدم تمام نکات مهم رو توییت کردم. گفتم مجموعه توییت ها رو اینجا گردآوری کنیم. 

     

    • مدیر پروژه باید قبل از شروع پروژه به صورت روشن اهداف پروژه رو به همه اعضای گروه بگه

    • توان ایجاد انگیزه و روابط عمومی بالا و مدیریت افراد از ویژه گی های شخصی مدیر پروژه هست

    • توانایی پیش بینی تغیرات و انعطاف پذیری دو تا دیگه از موارد مهم در مدیریت پروژه هست

    • بررسی مواردی که احتمال داره پروژه با شکست مواجه بشه خیلی اهمیت داره

    • اچرای پروژه های هم زمان و موازی امکان داره باعث شکست هر دو پروژه بشه

    • برای موفقیت پروژه در اول کار باید افراد و نیروهایی که مقاومت می کنند رو شناسایی و تغییر داد

    • در خصوص پروژه باید به پرسنل و مشتری هایی که با اون درگیر هستن اطلاع رسانی کرد

    • مشخص کردن اهداف کوتاه مدت و بلند مدت در پروژه می تونه تو خیلی از بخش ها به موفقیت پروژه کمک کنه

    • محدودیت های پروژه مانند محدودیت های زمانی و مالی رو بررسی کنید و در به گروه بگین

    • طوفان فکری اول پروژه قبل از اینکه وارد فاز اجرایی بشیم خیلی اهمیت داره

    • تخصیص منابع و بررسی هزینه ها تو پروژه اهمیت زیادی داره البته تو ایران خیلی سخت هست

    • مستند سازی منابع یعنی اینکه چقدر نیرو انسانی و چقدر امکانات لازم داریم رو باید بیاریم روی جدول

    • در آخر قبل از شروع پروژه باید پروژه رو مصوب کنید این رو فراموش نکنید

    • گانت چارت برای زمان بندی پروژه خیلی خوبه من ولی کم استفاده می کنم چون تداخل منابع نداریم زیاد تو پروژه ها

    • انتخاب اعضای تیم یکی از مهترین کارها در مدیریت پروژه به حساب میاد باید افرادی انتخاب بشن که اهداف پروژه ایمان داشته باشن

    • گروه رو باید طوری تشکیل داد ضمن بهره برداری از توانمندیهای افراد به دلیل ضعف هاشون تحت فشار زیاد قرار نگیرند

    • هماهنگ کننده٬ منتقد٬ ایده پرداز٬ مجری تصمیمات٬ رابط خارجی٬ بازرش و گروه ساز از اعضای اصلی یک تیم هستند

    • اولین جلسه تیم کاری غیر رسمی باشه و در اون جلسه با اعضای تیم در مورد اهداف صحبت کنید و روحیه کار تیمی رو تقویت کنید

    • گزارش نویسی خیلی اهمیت داره گزارش ها باید به زمان ساده نوشته بشه بهتره که گزارش ها به امضا تمام افراد حاضر در پروژه برسه

    • گزارش اول به گزارش آغاز به کار معروف هست که چند بخش داره چشم انداز اهداف نقاط پیشرفت ریسک ها فرصت ها و در پایان اسامی افراد

    • چهار سبک در مدیریت و رهبری پروزه داریم استبدادی تحلیلی نظرخواهی و دموکراتیک 

    • اگر پروژه با بحران روبه رو باشه و زمان برای استفاده از مشاوره نباشه میشه از سبک استبدادی استفاده کرد اما نبایدزیاد استفاده بشه

    • سبک تحلیلی زمانی استفاده میشه که پروژه از نظر زمانی در محدودیت باشه و اتخاذ تصمیمات سریع و درست ضرورت داشته باشه

    • سبک نظرخواهی به بالا رفتن اعتماد به نفس و نمایش ارزش به نظرات اعضا به کار گرفته میشه

    • سبک دموکراتیک وقتی مورد استفاده قرار میگیره که بخوایم تفویض قدرت به اعضای گروه داشته باشیم و بخوایم تعهد اعضا رو بالا ببریم

    • در بخش رهبری پروزه تفاوت های فرهنگی خیلی اهمیت داره انتخاب سبک باید با آگاهی از وضعیت فرهنگی جامعه باشه

    • تغییر سبک رهبری در طول مدت پروزه اشکالی نداره و میشه با توجه به شرایط خاص پروزه از سبک های مختلف استفاده کرد

    • مدیر پروزه باید شناخت کاملی از اعضا داشته باشه و با هر کدوم با توجه به شخصیت خودشون برخورد کنه

    • اگه زمان پروژه محدود هست و شما مجبور به انتخاب سبک استبدادی میشید کیفیت تصمیات شما و موفقیت پروژه خیلی اهمیت داره

    • توی سبک استبدادی درستی به گزارش های درست و اطلاعات کامل به همراه تجربه و دانش خیلی اهمیت داره چون حرف آخر رو شما میزنید

    • یکی دیگه از مسئولیت های مهم مدیرپروژه رفع تعارض ها و داوری بین افراد گروه هست

    • اگه از سبک نظرخواهی و دموکراتیک استفاده می کنید وقتی که می بینید تصمیم گرفته شده اشتباه هست اجازه بدید که اعضای گروه نتیجه اشتباه رو ببینند

    • اعضای تیم فقط متوجه اشتباه خودشون میشن که نتیجه تصمیم اشتباه رو دیده باشن این طوری یک تجربه جدید به دست میارن

    • به جای به دنبال یک گروه تابع و سازگار به دنبال یک گروه خلاق و دارای ابتکار باشید

    • یکی از مشکلات پروژه های طولانی مدت وقتی هست که پروژه به دوران کسالت میرسه دوران کسالت یعنی زمانی که پروژه خیلی کش میاد

    • وقتی که پروژه درگیر کسالت شد مدیر پروژه باید با بکارگیری خلاقیت افراد این کسالت رو از روی تیم برداره 

    • قبل از اینکه تصمیم شخصی یا گروهی بگیرید اطمینان پیداکنید که اطلاعات لازم و درست رو در اختیار دارید

    • وقتی که تصمیم گروهی میگیریم باید به افراد گروه این اطمینان رو بدیم که به راحتی نظرات خودشون رو در یک جلسه طوفان فکری بیان کنن

    • تصمیم بیخطر باید چهار ویژکی داشته باشه مناسب ترین تصمیم باشه باید قابل قبول تمام اعضا باشه علمی و امکان پذیر باشه و تا پایان پروژه جواب بده

    • به تصمیم بیخطر سیف هم میگن که اول این واژه هاست Suitable - Acceptable - Feasible - Enduring

    • از اشتباه ها و تجربه ها باید مستند سازی کرد تا در ادامه پروژه و حتی پروژه های آینده از این دانش استفاده بشه

    • مسئول هماهنگی و مستند سازی می تونه خود مدیرپروژه باشه و یا یکی از اعضای گروه

    • نظارت بر عملکرد و پیگیری پیشرفت پروژه خیلی اهمیت داره چون بهترین برنامه ریزی ها هم امکان داره درست اجرا نشن

    • وقتی که همه چیز در ظاهر خوب و روی برنامه هست هم کنترل و نظارت روی پروژه رو کنار نزارید

    • اعضای گروه باید به صورت منظم و دقیق گزارش پیشرفت خودشون رو ارائه بدن

    • گزار شاید باید شامل وضعیت کنونی پروژه پیشرفت نصبت به زمان گزارش قبلی و مشکلات و فرصت ها و تهدید ها باشه

    • در برخی از بازه های زمانی نیاز به گزارش های روزانه هست ولی زمان های هفتگی هم برای گزارش زمان مناسبی هستن

    • در خصوص جلسه های کنترل پروژه حداقل باید ماهانه جلسه داشت اگه پروژه پیچیده باشه جلسات در فاصله زمانی کوتاه تر لازم هست

    • ارائه گزارش٬ بررسی گزارش ها٬ فهرست کردن موضوع های قابل بحث٬ جلسه بازنگری برای حل مشکلات٬ در صورت لزوم به روز رسانی برنامه ها

    • جلسه ها نباید طولانی باشن باید با برنامه و کوتاه باشن

    • پروژه چطوری پیش میره و یا از جلسه گذشته چه مسائل تازه ای پیش اومده دو تا سوال خوب برای شروع جلسه های بازنگری هست

    • در جلسه های بازنگری تصمیم های اساسی گرفته میشه این جلسات رو جدی بگیرید و دستور جلسه رو از قبل در اختیار همه افراد قرار بدید 

    • از دستور جلسه خارج نشید و نزارید کسی هم از دستور خارج بشه بگین که امروز ما برای صحبت رو این موضوع اینجا نیستیم

    • همون طور که پیشاپیش مشکلات رو مطرح می کنید تا افراد برای رویارویی اماده باشن از همه بخواین که برای رفع اونها راهکار ارائه کنند

    • همیشه سعی کنید برای مشکلات قبل از اینکه تبدیل به بحران بشن راهکار پیدا کنید

    • برای رفع مشکل باید چهار بعد اون رو بررسی کرد. افراد٬ روش٬ فرایند و منابع

    • آیا مشکل رو افراد بوجود آوردن؟ آیا مشکل به دلیلی فرآیند اشتباه هست؟ آیا مشکل به دلیل عدم وجود منابع مورد نیاز پیش اومده؟

    • فرآیند حل مشکل: گوش دادن به نگرانی ها - گرفتن نظر دیگران در مورد راه حل - بررسی و تصمیم نهایی - برنامه ریزی دوباره

    • درک تغییرات یکی از نکات مهم در پروژه هست که باید تمام افراد اون رو درک کنن

    • از اعضا بخواهید که در خصوص تغییرات در مورد زمان بندی و بودجه و منابع حتما نظراتشون رو بگن

    • مقاومت در خصوص تغییرات در پروژه هم اهمیت داره اگه تغییر به شما دیکنه شده و شما لزومی در اون نمیبید باید در این مورد صحبت کنید

    • پروژه وقتی که به آخرش نزدیک میشه اهمیتش رو برای افراد از دست میده سعی کنید که توجه افراد رو تا آخرین روز روی پروژه نگه دارید

    • در آخر پروژه حتما گزارش پایانی پروژه را بنویسید و تمام اطلاعات جمع آوری شده و تجربیات به دست اومده رو مستند کنید 

    • گزارش پایان کار چهار بخش داره اول مقایسه موفقیت های به دست آمده نسبت به اهداف اولیه بعد منابع استفاده شده وآخر نقاط قوت و ضعف

    • در پایان هم جشن بگیرید و از همه اعضای گروه تشکر کنید

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 2 ارديبهشت 1391
  5. کار گروهی یا گروه کاری

    کارگروهی٬ اینقدر سخت هست و اینقدر ما باهاش ناآشنا هستیم که هرچی از اون بنویسی واقعا کم هستش. کارگروهی اینقدر پیش نیاز داره و ما باز هم در اون پیش نیاز ها اینقدر ضعیف هستیم که از این ضعف ها هر چیزی بگی کم گفتی. شاید فرق ما با پدرامون این باشه که نمیگیم اگه شریک خوب بود خدا برای خودش شریک می آورد. و فقط توی معنی کلمه٬ کارگروهی رو دوست داریم. ولی در عمل آیا واقعا اعتقاد داریم؟ حتی اگه اعتقاد هم داشته باشیم اینقدر مشکلات فرهنگی و اجتماعی داریم که شاید کار رو برای ما سخت کنه.

     

    کارگروهی و رهبری یک تیم اینقدر از خود گذشتگی و شکیبایی می خواد که نگو و نپرس. کارگروهی اینقدر صداقت و احترام و درک متقابل میخواد که خیلی وقت ها٬ توی این تیکه های کار گروهی دچار مشکل میشیم و نه خود کار گروهی. کافیه یکی از اعضا این حس رو توی دیگر اعضا نبینه و صبر هم نداشته باشه و احترام هم سرش نشه و گروه به همین سادگی از هم میپاشه. کارگروهی اعتماد هم می خواد٬ اعتماد و عدم توهم. خیلی وقت ها توهم هست که ما رو دچار مشکل می کنه. توهم ها الکی که در کنار دیگر مشکلات بهترین تیم ها رو از هم می پاشه. شک و نگرانی و استرس و همه این ها دیگه جای خود داره.

     

    به جرات می تونم بگم که اسمش کار تیمی هست ولی اصلا هیچیش تیمی نیست. همه خصوصیات شخصی اعضا اون تیم هست که یک کار تیمی خوب رو ایجاد می کنه. و هر کسی که زودتر بدی های خودش رو نشون بده اون بازنده این کار گروهی هست. و شک نکنید که اونایی که می مونن برنده های اون کار تیمی هستن.

     

    یکی دیگه از بزرگترین مشکلات توی کار گروهی خود بزرگ بینی هست. یکی دیگه از مشکلات در کار تیمی این هست جایگاه خودمون رو توی تیم نتونیم پیدا کنیم و با اون کنار بیایم. شعار اینکه خوب شد و بد شد کار تیم هست و نه کار یک نفر و اینکه از مدیرعامل تا آبدارچی در موفقیت و شکست تاثیر دارن به تنهایی خوب نیست. از اون طرف هم نباید با به شکست رسیدیم بگیم تیم شکست خورده و تا به پیروزی رسیدیم زیر زیرکی بگیم که خوب تیم هر چی داره از من داره.

     

    یکی دیگه از مشکلات کار تیمی فکر و خیال و ندونستن واقعیت و برداشت های غلط هست. هیچی نمی دونیم و یا بیشتر از اون چیزی که باید بدونیم احساس می کنیم که باید بدونیم. نه اسمش کار تیمی هست ولی نه اینکه دیگه همه چیز باز باشه. اسمش کار تیمی هست و نه اینکه جنگل باشه. توی کار تیمی بدترین چیز این هست که فکر کنیم که تیم به ما توجه نمی کنه و ما رو نمیبینه و حق ما داره پایمال میشه. و از همه بیشتر کار می کنیم و کسی به این موضوع توجه نمی کنه. شک نکنید که اگه فکر و خیال شما هم درست باشه اخرش شما برنده اید. یکی دیگه از مشکلات کار تیمی دیدین بدی ها و ندیدن خوبی ها هست. این مشکل رو زیاد داریم٬ تو فرهنگ ما میگن نمک نشناسی. نه به معنی بعدش ولی به معنی خوبش یعنی عدم توجه به واقعیت ها و ندیدن خوبی های تیم٬ یکی دیگه از مشکلات کار گروهی هست.

     

    حالا دسته بندی و نتیجه گیری

    اعتماد : اصلا کورکورانه خوب نیست ولی باید اعتماد کرد تا زمانی که خلافش ثابت بشه

    احترام : نه اگه کسی زد تو گوشت بگی مرسی ولی همیشه فکر کن طرف مقابل از تو بزرگ تره و احترام یادت نره

    خوشبین بودن : کور نباش ولی بد نیست که اون روی سکه رو که خوبه هم ببینی

    خودگذشتگی : نه اینکه خود رو برای تیم نابود کنی ولی از خیلی چیزا میشه چشم پوشی کرد اگه هدف داشته باشی

    صداقت : نمی خواد تمام زندگیت رو بریزی بیرون ولی نزار ناگفته ها یک روز از جای دیگه به گوش تیم برسه

    درک متقابل : نمیشه تو هر کاری می کنی همه درکت کنن ولی تو اصلا کاری به کار دیگران نداشته باشی

    خود بزرگ بینی : لازم نیست از خوبی هات دفاع نکنی ولی فکر نکن همه بدون تو هیچ هستن

    استرس : نمی خواد سنگ صبور باشی ولی به دیگران با رفتارت استرس وارد نکن

     

    مطالب مرتبط : این مطلب رو هم از وبلاگ تراوشات ذهنی فعال پیشنهاد می کنم که بخونید

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 27 فروردين 1391
  6. همکاری و نه دلالی

    والا به خدا من خودم دیگه خسته شدم. طرف ایمیل زده میگه می خوام با شما همکاری کنم. بعد دو تا ایمیل که رد و بدل میشه موضوع معلوم میشه. آخرش این میشه. طرف میگه من ۳ روش رو برای همکاری پیشنهاد می کنم. ۱ شما نماینده فروش محصولات ما بشین٬ ۲ شما محصولات ما رو مجانی و یا با تخفیف به کاربراتون معرفی کنید و ۳ محصولات ما رو بخرید ولی با برند خودتون به مشتریان ارايه کنید.

    این واقعا همکاری هست؟ از اول بگو من یک بازاریابی می خوام روی محصولاتم انجام بشه شما انجام میدید یا نه؟ همکاری نیست که این!!! این یعنی شما دنبال بازاریاب می گردید برای محصولات خودتون٬ روتون نمیشه میگین همکاری. یا اصلا و از اون بدتر اینکه مفهوم همکاری رو نمی دونید. ولی این واقعا همکاری نیست.

     

     

    توی یکی از جلسه های هفته گذشته شرکت٬ اصلا یکی از بحث ها همین همکاری با شرکت ها و سایت ها بود. استفاده از توان همدیگه برای رشد و توسعه. منم تجربه سال گذشته رو گفتم. هم با چندین سایت خرید گروهی و هم با چندین فروشگاه و هم با چندین سایت آگهی. تا میگی همکاری طرف خوشحال میشه٬ میاد جلو٬ بعد از دو تا کلمه حرف زدن٬ میگه خوب بیایم همکاری کنیم دیگه. شما محصولات ما رو معرفی کنید و بفروشید و حالا یه درصدی هم بردارید.

    واقعا این اسمش دلالی و بازاریابی کالا هست و نه همکاری٬ می تونید اسمش رو همکاری در فروش یا واسطه گری فروش بزارید ولی واقعا همکاری دو تا شرکت در کوچک ترین و خنده دار ترین همکاری میشه این مدل ها که همه توی ایران از همکاری برداشت می کنند.

    کمی باید بزرگ فکر کنیم. همکاری های تجاری رو باید دقیق و کامل ببینیم. همه که نمی تونن برای ما بازاریاب باشن. اصلا ما توی بیزینس خودمون فقط به بازاریاب نیاز داریم که فقط و فقط همکاری رو در فروش محصول می بینیم؟ همکاری یعنی واقعا باهم کار کردن برای رسیدن به هدف های بزرگ.

     

     

    واقعا به جامعه وب ایران پیشنهاد می کنم که کمی بیشتر رو واژه های همکاری های تجاری٬ همکار تجاری٬ ارتباط های دوطرفه٬ شبکه سازی٬ توسعه بازار و این چیزها مطالعه بیشتری داشته باشه. خیلی بده وقتی که تعریف ها درست نباشه. چون در فکر خودمون داریم با همه همکاری می کنیم و بعد انظار داریم که اتفاق های بزرگ هم برامون بیفته و بعد متوجه میشیم که نه... هنوز همون جزیره ها هستیم که تک تک برای خودمون دولت خودمون رو داریم و اصلا هیچ شبکه و اتحادیه و هیچی نیست که باهم یکی باشیم و به هدف های بزرگتر برسیم.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 26 فروردين 1391
  7. نوشتن رزومه

    چند روز پیش یک مطلب نوشتم در مورد نحوه درخواست سرمایه٬ امروز هم در همون راستا برای آشنایی بیشتر بچه های وب٬ چند تا نکته در مورد رزومه می نویسم. چند روزی هست که آگهی دادیم برای جذب نیرو٬ تماس های مختلفی گرفته میشه و ایمیل های زیاد هم میاد که تمایل دارن توی شرکت همکاری کنن. و این ما هستیم که باید انتخاب کنیم از بین کسایی که نه دیدیمشون و نه میشناسیمشون٬ فقط باید از روی چند ایمیل انتخاب های اولیه رو انجام بدیم.

     

    امکان داره شخص خیلی خوبی باشه که به دلیلی اینکه رزومه خوبی ارسال نکرده ما اصلا جلسه ای باهاش نزاریم٬ و دقیقا برعکس این هم هست که با افرادی جلسه میزاریم که اصلا برای مفید نیستن ولی رزومه ی خوبی داشتن. رزومه خوب داشتن هم البته فقط و فقط به پر محتوا بودن رزومه نیست. رزومه خوب سابقه کار زیاد و شرکت کردن توی کلی کلاس و این ها هم نیست. رزومه خوب یعنی نوشتن بهترین نکات و تاثیرگذاز ترین جملات.

     

    خیلی خوبه که روزمه وقتی که ارسال میشه حتما فایل پی دی اف باشه و یا یک لینک که محتوای اون ها کاملا دسته یندی شده باشن. اطلاعات فردی٬ اطلاعات تحصیلی٬ اطلاعات تماس٬ سایقه کاری٬ مهارت ها و ... 

     

    خیلی خوبه که وقتی برای شرکتی رزومه ارسال می کنید سعی کنید رزومه رو برای اون شرکت اختصاصی آماده کنید. خیلی راحت میشه با گزاشتن یک نامه روی رزومه و یا نوشتن یک بادی ایمیل این کار رو انجام داد. مثلا گفت "سایت شرکت شما رو دیدم و از این طریق دیدم که شما نیاز به نیرو دارین٬ با توجه به اهداف و برنامه های شرکت شما من دوست دارم که با شما کار کنم." می دونید٬ توی ایمیل باید هر چیزی که فکر می کنید درسته رو بنویسید تا تاثیر زیادی روی طرف مقابل بزاره.

     

    با خیلی قشنگ تر این هست که وقتی حتی آشنایی دوری با طرف دارین٬ یک ایمیل ارسال کنید که مثلا با شناخت کمی که از من دارید من هم می تونم رزومه ارسال کنم. یا مخصوصا اگه روزمه شما خودتون احساس می کنید که مشکلی داره یا چیزی برای ارائه به اون شرکت کم داره٬ این روش خیلی خوب جواب میده. که بپرسید با توچه به اینکه من این مشکل رو دارم و احتمالا رزومه من در مرحله اول رد میشه٬ شما پیشنهاد می کنید که ارسال کنم یا خیر. می تونم بگم در ۹۰ درصد موارد اگه قرار باشه رزومه شما رد بشه در این حالت رزومه شما میره توی لیستی که باید بررسی بشه.

     

    رزومه اگه عکس و یا لینک پروفایل در شبکه اجتماعی داشته باشه خیلی خوب هست. کارفرما همیشه دوست داره قبل از جلسه از تیپ شما آگاه باشه.

     

    کار دیگه ای که خیلی خوبه٬ شما وقتی که می دونید یک شرکت نیاز به نیروی انسانی داره و شما در آینده به دنبال کار هستید٬ سعی کنید هرجاکه با مدیرای اون شرکت دیدار داشتید٬ به صورت حضوری رزومه خودتون رو بدین. حتی اگه واقعا دوست دارید تو شرکت خاصی کار کنید و حتی اگه رزومه شما چند بار رد شده هم این روش جواب میده.

     

    رزومه فرستادن در اصل نهایت شخصیت کاری شماست. نهایت چیزی که شما می تونید از خودتون ارائه بدید. برای همین توی نوشتن و ارسال و بسته بندی اون رزومه دقت زیادی کنید. در کل روزمه باید ساده٬ کوتاه و مفید و رسمی باشه.

     

    نوشتن معرف توی رزومه خیلی اهمیت داره٬ ولی خیلی حساس هم هست. الکی کسی رو ننویسید٬ واقعا اسمی باشه که شمارو معرفی کرده. همین طوری یک اسم نوشتن ممکنه کار شما خیلی سخت کنه٬ از طرفی که معرف شما میشه حتما اجازه بگیرید. بهتره که روابط معرف و کارفرما رو هم تا جایی که می تونید بررسی کنید. کارمند اجراجی و همکار ناراضی اصلا معرف های خوبی نیستن.

     

    هر چقدر با طرف دوست و صمیمی هم هستید وقتی که روزمه میفرستید توی مکاتابات رسمی٬ سعی کنید رسمی برخورد کنید. سلام چطوری٬ داداش گفتم رزومه منم ببین٬ نمی دونم به کارت میاد یا نه٬ و خیلی از جمله بندی ای دیگه واقعا باری فرستادن رزومه مناسب نیست.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 22 فروردين 1391
  8. اینستگرام برای همه

    بعضی از موضوع ها توی وبلاگ فارسی خیلی گسترده بازتاب پیدا می کنند٬ برخی از بازتاب ها از شبکه های اجتماعی و تویتر و فیس بوک خارج نمیشه ولی برخی از موضوع ها اینقدر برای وبی ها اهمیت داره که وبلاگ های خاموش هم روشن میشن و در مورد اون مینویسن. یکی از این موضوع ها ارائه نسخه اندرویدی برنامه اینستگرام هست.

     

    نارنجی و وبلاگینا و آی‌کلاب و آی‌تی‌بلاگ از چیزی بنویسن زیاد عجیب نیست. ولی وقتی که یک دو جین وبلاگ نویس که کم و بیش مطلب می نویسن٬ میان و دست به نوشتن بر میدان باید بدونیم که موضوع مهمی رو باهاش درگیر هستیم. اینستاگرام هم یکی از این رویدادهاست. البته بعد از ارائه این برنامه تو کمتر از چند دقیقه شاید کل تایم لاین تویتر من هم پر شده بود از تگ های #isntagram و #اینستاگرام که همه اولین عکس های خودشون و یا مطالبی که نوشته بودن و حتی خوشحالی خودشون از این موضوع رو میگفتن.

     

    کمی اون طرف تر از همه جالب تر واکنش اپلی ها به ارايه نسخه اندروید بود. خیلی ها عصبانی و ناراحت بودن انگار که با ارائه نسخه اندرویدی این برنامه چی شده٬ یک سری گفتن دوربین های کم کیفیت برخی از دوربین های اندرویدی میاد و کیفیت عکس ها رو خراب می کنه و برخی هم که اصلا اینگار که بازی با کلاسشون خراب شده بود.

     

    دیگران که نوشته اند: ژوپیتر - فارنت - آی‌تی ایران - پاپیون - آی‌آرش٬ اگر شما هم از اینستاگرام نوشته اید به من بگین تا اینجا لینک کنم.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 18 فروردين 1391
  9. امسال هدف ها رو بنویسیم

    تو مطلب قبلی از این گفتم که برای سال جدید برنامه ریزی کنیم. زمان بندی درستی از کارها داشته باشیم. بدونیم کی می خوایم کجا باشیم و چیکار کنیم. زمان روزانه رو تقسیم کنیم. بخش بندی کنیم برای ساعت هایی که کار می کنیم٬ ساعت هایی که ورزش می کنیم و سایت هایی که استراحت می کنیم و ...

     

    الان می خوام بگم که برای اینکه بیشتر توجه ما به برنامه ریزی و اهداف خودمون جمع بشه٬ بهتر هست که اهداف و برنامه هایی که داریم و دوست داریم به اون ها برسیم رو هم دسته بندی کرده و بنویسیم. مثلا امسال هدف و برنامه خاصی دارید که باید تلاش کنید برای رسیدن به اون حتما یاداشتش کنید.

     

    ما همیشه به این اهداف و برنامه ها فکر می کنیم٬ ولی معمولا نمینویسیمشون٬ ولی امسال بیایم این ها رو بنویسیم تا دقیقا بدونیم که از امسال هدفمون چیه٬ هدف پوله٬ تفریحه٬ کاره و حالا هر چیزی که هست. نوشتن هدف ها به ما به صورت ناخواسته کمک می کنه که به طرف اون ها حرکت کنیم.

     

    منم هدف هام رو نوشتم هدف هایی که در زندگی شخصی خودم و یا زندگی کاری خودم دارم دنبال می کنم.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 16 فروردين 1391
  10. سال جدید رو چطوری برنامه ریزی کنید

    والا یکی از مهم ترین کارها توی زندگی برنامه ریزی کاری و شخصی هست. متاسفانه ما از بچگی چیزی که یاد نگرفتیم این هست که برنامه ریزی داشته باشیم. البته به دلایل مختلف توی ایران اصلا نمیشه برنامه ریزی کرد. هر روز یک داستان پیش میاد که اصلا کنترلش دست شما نیست. به همین دلیل هم ما کلا بی خیال برنامه ریزی میشیم و این خیلی بد هست.

     

    چند سالی هست که من به اهمیت این موضوع پی بردم ولی متاسفانه خود من هم همیشه برای برنامه ریزی مشکل داشتم. البته از پارسال به دلیلی اینکه تا حدودی برنامه های شرکت رو برنامه ریزی شده انجام میدیم خیلی کم کمک کرده که خودم هم برنامه ریزی ای داشته باشم. ولی برنامه ریزی درست چطوری باید باشه.

     

    برنامه ریزی درست اول از همه باید هدف داشته باشه. اول باید بدونی که می خوای به کجا برسی تا پایان سال و بعد برای رسیدن به اون هدف ها برنامه ریزی داشته باشی. مثلا من می خوان ۱۵ کیلو وزن کم کنم برای همین برنامه ریزی که دارم این هست که هر جمعه برم کوه و در طول هفته هم برم باشگاه.

     

    این میشه برنامه ریزی کلی. یا مثلا از نظر کاری و مالی هم برنامه ریزی هایی دارم که مثلا آخر تابستون چقدر پول لازم دارم و برای رسیدن به اون با توجه به بقیه هدف ها و هزینه هایی که دارم چقدر باید پس انداز داشته باشم یا چه کاری باید انجام بدم که به این هدف برسم. خلاصه باید برای خودمون بنویسم کم کم که چی هستیم و می خوایم آخر سال ۹۱ به کجا برسیم.

     

    برنامه ریزی روزانه هم خیلی خوبه. یا حتی برنامه ریزی هفتگی. مثلا چند ساعت در هفته مطالعه٬ چند ساعت ورزش٬ چند ساعت خوندن کتاب جدید. چند ساعت نوشتن و ...

     

    رعایت کردن برنامه ریزی خیلی سخته ولی باور کنید که اگه یه هفته اون رو رعایت کنید دیگه تبدیل به عادت روزانه میشه. همین امروز برنامه ریزی کنید و از فردا اجرا کنید. امروز و فردا کردن توی برنامه ریزی اصلا درست نیست. چشم باز میکنید و میبیند که شد سال ۹۲ و سال ۹۱ رو بدون برنامه تموم کردید.

    نوشته شده توسط شایان شلیله در گروه دیلی و روزانه، 4 فروردين 1391


کلیه حقوق این وبلاگ برای شایان شلیله محفوظ است.
Copyright © 2006 - 2011 Shayan Shalileh

کپی برداری بدون ذکر منبع اصلی مساوی است با درخواست از خدا برای هک شدن شما
در ارتباط باشیم